
ای نگاهت آشنای سال دیر چشمهایت رازچشمانم بگیر
فرصت خواندن به چشمانم بده عقل را برگیروفرمانم بده
من به فرمان تودل رارانده ام عشق رادرچشمهایت خوانده ام
ای جنون محض بربادم بده رسم عشق وعاشقی یادم بده
خسته ام،افتاده ام مثل کویر دستهایم،دستهایم رابگیر
چشمهایم بررویم گم شده شاخه های آرزویم گم شده
رفته ام سمت غریب آبادها رفته ام ازخویشتن بابادها
رفته ام ازخود ((من))این من نیستم رفته ام ازخود بگو من کیستم؟
بوی غربت می دهم،بوی غروب بوی نخلستان دلگیرجنوب
آه ای بالاترین فریادمن ای که تا من زنده ام دریادمن
کی به دادعاشقی چون من رسی خسته ام ازاین همه دلواپسی
خسته ام مانندبغضی درگلو نی لبک ازحال وروز من بگو
نی لبک سازدوبیتی سربده این دل مجنونی ام را پربده

نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام . اسم من سهیل و مدیر و طراح این وبلاگ هستم.
امیدوارم مطالب این وبلاگ به دردتون بخوره!
دوستای گلم از نظر دادن دریغ نکنید. ممنون
فهرست اصلی
دوستان
یه سایت برای اطلاع از آنلاین بودن افراد!!
Free download music!!!
gooliya
من با تو ، عشق
بهترین سایت رپ فارسی
ته تغاری...
شبگرد سکوت
خیال آبی...!
ورود ممنوع
هفت شهر عشق
رعد زندگی
دو کلام حرف حسابی
شاه فینقیلی
عکس تو حرف
دختر ستاره ی شبهای زمستانی
راهه های باریک عمر
نوشته های پیشین
POWERED BY
BODY { CURSOR: url
http://irlearn.persiangig.com/cur/irlearn_so.cur
i
') }