در سیاهی روزگارم دنبال چراغی می گردم. آن چراغ ٬ چراغ خانه توست امّا چه کنم که پیدایش نمی کنم. کاش وقتی می رفتی نشانه ای برایم میگذاشتی تا اینگونه آواره سیاهی نمی شدم. بسیار انتظار کشیدم ولی نیامدی . خود برای پیدا کردنت راهی شدم ٬ امّا به کدامین سو؟؟ سره دوراهی مانده ام نمی دانم برگردم یا ادامه دهم ٬ ولی عشقی که در وجودم زبانه می کشد به من می گوید ادامه بده!! گشتمو گشتم تا چراغ خانه ات را پیدا کردم . ولی ای کاش بر می گشتم!!! تو با یار دیگر در روشنایی کنار هم ٬ ولی من منتظر در سیاهی دور از تو ماندم! آماده بودم تا بگویم دوستت دارم و گفتم اما تو نشنیدی. پشت پنجره خانه ات به یاد روز های با تو بودن اشک ریختم تا اینکه آتش عشق تو مرا سوزاند و خاکسترم را باد برد.

نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام . اسم من سهیل و مدیر و طراح این وبلاگ هستم.
امیدوارم مطالب این وبلاگ به دردتون بخوره!
دوستای گلم از نظر دادن دریغ نکنید. ممنون
فهرست اصلی
دوستان
یه سایت برای اطلاع از آنلاین بودن افراد!!
Free download music!!!
gooliya
من با تو ، عشق
بهترین سایت رپ فارسی
ته تغاری...
شبگرد سکوت
خیال آبی...!
ورود ممنوع
هفت شهر عشق
رعد زندگی
دو کلام حرف حسابی
شاه فینقیلی
عکس تو حرف
دختر ستاره ی شبهای زمستانی
راهه های باریک عمر
نوشته های پیشین
POWERED BY
BODY { CURSOR: url
http://irlearn.persiangig.com/cur/irlearn_so.cur
i
') }