
ای نگاهت آشنای سال دیر چشمهایت رازچشمانم بگیر
فرصت خواندن به چشمانم بده عقل را برگیروفرمانم بده
من به فرمان تودل رارانده ام عشق رادرچشمهایت خوانده ام
ای جنون محض بربادم بده رسم عشق وعاشقی یادم بده
خسته ام،افتاده ام مثل کویر دستهایم،دستهایم رابگیر
چشمهایم بررویم گم شده شاخه های آرزویم گم شده
رفته ام سمت غریب آبادها رفته ام ازخویشتن بابادها
رفته ام ازخود ((من))این من نیستم رفته ام ازخود بگو من کیستم؟
بوی غربت می دهم،بوی غروب بوی نخلستان دلگیرجنوب
آه ای بالاترین فریادمن ای که تا من زنده ام دریادمن
کی به دادعاشقی چون من رسی خسته ام ازاین همه دلواپسی
خسته ام مانندبغضی درگلو نی لبک ازحال وروز من بگو
نی لبک سازدوبیتی سربده این دل مجنونی ام را پربده

نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت
|
یادمان باشد ازامروز جفایی نکنیم گرچه درخویش شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگرخاطرمان تنها شد طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
|
نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت

در دروازه عشقم نوشتم
ورود عشق ممنوع
ولی عشق آمد و گفت من
بی سوادم

آزمودم زندگی دشت غم است
شادیش اندوه و عیشش با غم است
عمر کوته،آرزوهای دراز
کارها بسیار فرصت ها کم است.

شمع سوزان توام ای دوست خاموشم مکن
از کنارت میروم اما فراموشم مکن
مطمئن باش که یادت نرود از دل من
مگر آن روز که در خاک شود منزل من
همیشه در خیال من ز شعله گرمتری

به بالینم شبی تنها نشستی
به عشقی پاک با من عهد بستی
تو گفتی وفادارم،وفادار
گل آذین چرا عهدت شکستی

زندگی آب روان است روان می گذرد
هر چه تقدیرمن وتوست همان می گذرد

وقتی هستم نیستی وقتی نیستم هستی،وقتی نیستی
هستم وقتی هستی نیستم ای تمام نیست شده ی هستی
من،هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی
.
نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای بخت،بی بال وپرم کرد
به من گفتی:صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی برسرم کرد

عاشقم،عاشق به رویت گرنمی دانی،بدان
سوختم درآرزویت گرنمی دانی ،بدان
این دل دیوانه ام امشب چه محشرمی کند
هرچه پندش می دهم دیوانه بدترمی کند

اندرتودلی شکسته داریم ای دوست
جزتونظربه کسی نداریم ای دوست
گفتی که به دل شکستگان نزدیکی
مانیزدلی شکسته داریم ای دوست

سوزنده ترازشرارآهم کردی
افتاده ترازغباراهم کردی
دانی چه زمان دین ودلم دزدیدی
آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی

مرایک دم دل ازخوبان جدانیست
ولی صدحیف که درخوبان وفانیست
به خوبان دل سپردن کارسهل است
دل ازخوبان گرفتن کارما نیست

درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کسی جای دراین کلبه ی ویرانه ندارد
دل رابه کف هرکه نهم بازپس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

یک رنگی وبوی تازه ازعشق بگیر
پرسوزترین گدازه ازعشق بگیر
درهرنفسی که می تپی ای دل من
یادت نروداجازه ازعشق بگیر
نوشته شده توسط سهیل در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام . اسم من سهیل و مدیر و طراح این وبلاگ هستم.
امیدوارم مطالب این وبلاگ به دردتون بخوره!
دوستای گلم از نظر دادن دریغ نکنید. ممنون
فهرست اصلی
دوستان
یه سایت برای اطلاع از آنلاین بودن افراد!!
Free download music!!!
gooliya
من با تو ، عشق
بهترین سایت رپ فارسی
ته تغاری...
شبگرد سکوت
خیال آبی...!
ورود ممنوع
هفت شهر عشق
رعد زندگی
دو کلام حرف حسابی
شاه فینقیلی
عکس تو حرف
دختر ستاره ی شبهای زمستانی
راهه های باریک عمر
نوشته های پیشین
POWERED BY
BODY { CURSOR: url
http://irlearn.persiangig.com/cur/irlearn_so.cur
i
') }